خرید بک لینک
نمیدونم الان هستی یا نیستی...

حدودا ۳۶ ساعته ک من تو فکرم ک در من هستی یا نه

ولی بهرحال من حواسم بهت هست...

امیدوارم ک سالم و سلامت باشی...

دیروز ک اولین روز بود خیلی برام دیر گذشت...

بابایی هم اینجور ک میگفت...کل روز داشت ب تو فکر میکرد

از صبح استرس...تند تند خرما خوردنامون...کمپرس آب یخ...نماز...دعا...صورتی گرد...و موهای طلایی مثل بچه خارجیا...واقعا زیبا و ب یاد ماندنی...

....آخه من نمیدونم کدوممون شبیه خارجیا بودیم:))))))

۹۵/۹/۱۷...۱۰:۲۶

برچسب: برای فرزندم,براي فرزندم,برای فرزندم از رضا کشاورز, نویسنده: النا ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 28 آذر 1395 ساعت: 7:54

و باز هم نمیدونم هستی یا نه وقتایی ک خونه هستم یکسره تو گوشی و اینترنت میچرخم ببینم میتونم بفهمم ک تو پسری یا دختر...!!! دیروز وقتی تو دندون پزشکی با خاله مهدیه حرف زندایی سحرو میزدیم ب این نتیجه رسیدم ک اگه دخترهم باشی واقعا شیرینی...!!! حتی دیشب با بابایی داشتیم دنبال اسم دختر میگشتیم...!! و باز هم دیشب من و بابایی و یه دنیا خواستن تو...و شب شیرین و عاشقانه ک التماسانه از خدا تورو خواستیم... دیشب دومین شب خواستن تو بود فرزندم... الان ک دارم اینو مینویسم کمرم ب شدت درد میکنه و رو مبل خونه خاله مهدیه دراز کشیدم و خاله داره بزور محمدحسامو میخوابونه...امشب هم جشن عقدکنان محمدناییج... ۹۵/۹/۱۸...۱۱:۵۱

برچسب: دوست دارم کامران و هومن,دوست دارم که,دوست دارم که دوست عیب مرا, نویسنده: النا ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 28 آذر 1395 ساعت: 7:54

انگار مطمینم ک دیگه هستی... کمرم کمتر درد میکنه انگار خیلی زود ب بودنت عادت کردم بابا هنوز نیومده...رفته زمین فوتبالو خط کشی کنه ناهار ماهی درست کردم...منتظر اومدن بابایی امروز زندایی سپیده عمل داره....الان تو اتاق عمله ..... زندگیمو دوس دارم...انگار تازه از شهریور امسال عروسی کردیم...خونه جدید...ماشین جدید... ولی کلی چک و بدهکاری... ولی این وسط انتظار شیرین داشتن کودک درونم یه چیز دیگه است... این روزا رابطمون با داداشو نامزدش و مامان اینا زیاد خوب نیست...سر بحثهای الکی و بچگانه... امیدوارم همه چی ب روال عادی بر گرده... غروب میخوایم با ابجی و آقایی بریم دندون پزشکی شام خونه ابجی و شب نشین خونه رضا....

برچسب: یه روز آفتابی, نویسنده: النا ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 28 آذر 1395 ساعت: 7:54

صفحه بندی